تبلیغات |
درباره وبلاگ سلام بچه های عزیز خوبین؟ خوشین؟ به وبلاگ من و داداش امین جونم خوش اومدین امیدوارم لحظات خوبی رو سپری کنین و مطالب براتون مفید واقع بشه نظر یادتون نره هااااااااااااا هر کی بدون نظر بره الهی سوسک بشه !!! شوخی کردم ولی نظراتونو بذارین و در پیشرفت این وبلاگ کمکمون کنین ممنون و با تشکر مدیر وبلاگ : ریحانه . مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها نویسندگان آمار وبلاگ
*♥رویــای خــیـس♥*
علی مولای مظلومان عالم از آن شامی که سر در چاه کردی طنین ناله در افلاک افتاد پر و بال تو ((زهرا)) را شکستند کدامین شب از آن شب تیره تر بود زمان بر سینه خود سنگ می کوفت تو می دیدی ولی لب بسته بودی ندانستم که در چشم حقیقت گلویت استخوانی اتشین داشت فدای تیغ عریان تو گردم مه خورشید طلعت کیست؟ زهرا پس از زهرا علی بی همزبان شد علی تنهاست در یک قوم گمراه پس از او کیسه نان و رطب کو خدایا کاش آن شب بی سحر بود اذان گفتند و ما در خواب بودیم در آن شب تا قمر در عقرب افتاد فدک شد پایمال نانجیبان یقین دارم به جرم فتح خیبر علی جان کوفیان غیرت ندارند علی جان کوفیان با کیاست بنام دین سر دین را شکستند
نوع مطلب : مذهبی، برچسب ها : سه شنبه 9 شهریور 1389 :: نویسنده : ریحانه .
لحظه ی دیدار نزدیک است
های نخراشی به غلفت صورتم را، تیغ!
ای نخورده مست
نوع مطلب : عاشقانه، برچسب ها : یکشنبه 7 شهریور 1389 :: نویسنده : نگین
رنگ شعرام همه زرده مثل برگ خشک پائیز پر ماتم و سکوتم با یه رویای غم انگیز نکنه همرا اشکات یه روز از نگات بیفتم بشه چشمات با نگاه کسه دیگه ای گلاویز توی چشمای زلالت رنگ سبز سادگی هاست جام این دل گرفته شده از غم تو لبریز بدون از عشق تو گفتن واسه ی من افتخاره من به جز یاد عزیزت میکنم از همه پرهیز واسه از تو سرودن پرم از شعرای تازه واژه هات مثل یه سازه پر نغمه دل انگیز من میخوام با تو بمونم با تو ای تعبیر رویام اره پروانه زیبا از حصار پیله برخیز
نوع مطلب : عاشقانه، برچسب ها : یکشنبه 7 شهریور 1389 :: نویسنده : ریحانه .
حالا که امید بودن تو در کنارم داره می میره منم و گریه ممتد نصف شبم دوباره دلم می گیره حالا که نیستی و بغض گلوم و گرفته چه جوری بشکنمش بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اونقده دلگیره، که داره از غصه می میره عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطرات و فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صدات و عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده منم و این جای خالی که بی تو هیچ وقت پر نمیشه منم و این عکس کهنه که از گریه ام دل خور نمیشه منم و این حال و روزی که بی تو تعریفی نداره منم و این جسم تو خالی که بی تو هی کم میاره تا خوابت و می بینم می گم شاید وقتش رسیده …بی خوابی می شینه توی چشمام مهلت نمی ده نه، دوباره نیستی تو شعرام حرفی واسه گفتن نداره دوباره نیستی و بغض گلوم و می گیره باز کم میارم حالا که امید بودن تو در کنارم داره می میره منم و گریه ممتد نصف شب و دوباره دلم می گیره حالا که نیستی و بغض گلوم و گرفته چه جوری بشکنمش بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اونقده دلگیره، که داره از غصه می میره نوع مطلب : عاشقانه، برچسب ها : یکشنبه 7 شهریور 1389 :: نویسنده : محمد امین
|